X
تبلیغات
کلاس داستان نویسی
کلاس داستان نویسی
به کلاس آموزش داستان نویسی خوش اومدین
HOMƎ ^ ᗩᖇCHIVƎ ^ Ǝ-MᗩIL ^ vampires school ^ master`s profile

پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392

خطاب به همه دزدا!

اهم اهم...

جدیدا یک نفر درسای منو داره کپی می کنه تو وبلاگش!!

من همینجا اعلام میکنم:

کپی ممنوع!


هیچ کس حق نداره بدون اجازه من مطالب وبمو که کلی برای نوشتنش وقت گذاشتم به اسم خودش کپی کنه.

15:50 ||کایرا
شنبه بیست و دوم تیر 1392
درس چهارم
به دلیل دزدی از وبلاگ درس برای یه مدتی برداشته شد!! بعدا دوباره میذارمش
1:9 ||کایرا
پنجشنبه بیستم تیر 1392
سلام.

بابت این چند روز که نبودم عذر خواهی میکنم. اینترنمون قطع بود و هست(الان خونه نیستم) .

درس رو هم به یکی از دوستای خوبم دادم تا برام بنویستش.الان خودم یه سری توضیحات بیشتر بهش اضافه میکنم چون بعضی هاتون سوال داشتین.

فیلا همین.


12:24 ||کایرا
شنبه پانزدهم تیر 1392
درس سوم
به دلیل دزدی از وبلاگ درس برای یه مدتی برداشته شد!! بعدا دوباره میذارمش
19:53 ||کایرا
شنبه هشتم تیر 1392
ستاره
یکی از دانش آموزا گفت امتیاز بدم.منم بدم نیومد ولی امتیاز نمیدم.

به جاش بهتون ستاره میدم.

اگه بهتون 7تا ستاره دادم یعنی خییییییییییییییییییییلی عالیه عالیه عالیه.*******

وهمینطور حساب کنید تا 1 ستاره.*

به کسی یک ستاره میدم که که تمرینشو خیلی ضعیف انجام داده باشه.


1:26 ||کایرا
پنجشنبه ششم تیر 1392
درس دوم
به دلیل دزدی از وبلاگ درس برای یه مدتی برداشته شد!! بعدا دوباره میذارمش



9:26 ||کایرا
یکشنبه دوم تیر 1392
یه نکته
لطفا قبل از اینکه شروع به نوشتن تمرین بکنید،تمرین بقیه دانش آمروزا با نکاتی که بهشون تو نظرا گفتم بخونین.

اینجوری بهتر متوجه میشین من دقیقا چی میخوام.


1:30 ||کایرا
جمعه سی و یکم خرداد 1392
درس اول
  سلام داشتم به این فکر میکردم که اولین درس چی باشه و به این نتیجه رسیدم که از اول داستان شروع کنیم.پس اولین درس میشه شروع داستان:

هربخش داستان باید برای خواننده جذاب باشد تا اونو به خواندن بخش بعدی تشویق کنه.مخصوصا اول داستان. اینکه من بیام داستانمو با این موضوع شروع کنم که مثلا شیدا با مریم رفتن تو حیاط و بازی کردن و بعد شیدا با دوستش خدافظی کرد و شب هم خوابید هیچ جذابیتی نداره. هرچقدر هم که خوب توصیفش کنم و هنرمندانه بنویسمش. ولی اگه همینو اینجوری بنویسم که شیدا شب با دوستش رفت تو حیاط بازی کرد و موقع برگشتن یه صدایی از پشت سرش شنید و وقتی برگشت دید مریم با گردنی خونی رو زمین افتاده ، داستان رو جذاب میکنه!

چون باعث میشه خواننده از خودش بپرسه که آیا یه خون آشام اون کارو کرده؟اگه اینطوره بازم میاد اونجا؟ اصلا چند تا خون آشام تو این شهر هست ؟

پس اگه یک زندگی عادی رو تعریف کنیم نمیشه اصلا بهش گفت داستان.

هر چقدر داستان طولانی تر باشه اهمیت اول داستان بیشتر میشه.


یه مثال: از وقتی در یورکشایر اقامت کرده ام،خواب های بد آزارم می دهند.در این خواب ها همیشه یک جا هستم ... در اتاق خوابی ساده و کوچک در وودرینگ هایتز.آن سوی پنجره،دانه های برف چرخ مي خورند و باد میان درخت ها زوزه میکشد. همان طور که به ناله های باد گوش میدهم، صدا رفته رفته تغییر میکند و من باز همان صدای روح مانندی را می شنوم که بار ها به وضوح میگوید :بگذار داخل شوم،بگذار داخل شوم! اما وقتی به طرف پنجره میدوم ، کسی آنجا نیست و تنها صدای وزش باد روی خلنگ زار را می شنود.

وودرینگ هایتز، نام خانه ای است که ماجرای من در آن شروع شد.اغلب آرزو می کنم که کاش پایم را به آنجا نگذاشته بودم...

(بلندی های بادگیر- امیلی برونته)

تمرین: خب حالا برام یه شروع فانتزی بنویسید. فکر کنید داستان قراره از جایی شروع بشه که شما تو زیر زمین مدرسه هستین و دارین دنبال یه سری وسایل قدیمی میگردین.

بعد...

بقیشو خودتون بنویسید.سعی کنید نوشتتون متفاوت باشه .میتونین نوشتتون رو از زبون خودتون بنویسید(اول شخص) یا سوم شخص.

حداقل 4خط،حد اکثر 10خط.

*موفق باشید*


ب.ن:راستی اگه سوالی دارین همینجا بپرسین

5:0 ||کایرا
سه شنبه چهاردهم خرداد 1392
معرفی
سلام سلام به همگی به کلاس داستان نویسی خییییلی خوش اومدین. کلاسا به زودی شروع میشن. برام نظر بزارین و بگین چقدر به داستان نویسی علاقه دارین و اگر هم داستان مینویسین خوشحال میشم بدونم در چه سبکیه و چقدر ازش نوشتید.
1:38 ||کایرا